صفحه اصلی > محتوي اخبار 


  چاپ        ارسال به دوست

مناسبت ها

نسیمی از آموز های اخلاقی امام حسن مجتبی علیه السلام

 گوشه ای از منزلت امام حسن(ع) 


حضرت امام صادق(ع) فرمودند: جدم امام حسن(ع) در عبادت و زهد و نیز فضیلت، گوی سبقت را از همه ربوده بود. با پای پیاده و گاه با پای برهنه به سفر حج مشرف می شد. زمانی كه به یاد مرگ و قیامت می افتاد گریه اش می گرفت و چه بسا بی هوش می شد. در نمازها بندهای بدنش از خوف و عظمت پروردگار به لرزه درمی آمد. یاد بهشت و دوزخ او را همچون مارگزیده و یا نیش عقرب خورده، مضطرب می ساخت. كسی او را ملاقات نكرد مگر آن كه حضرت را پیوسته در یاد و ذكر خدا می یافت. 

به هنگام وضو از خشیت خدا رنگ رخسارش زردگونه می گشت. در آستانه درب مسجد سر به آسمان بلند می كرد و می فرمود: ای خدای من، این میهمان توست كه به درگاهت ایستاده است. ای خداوند نیكوكار، بنده خطاكار نزدت حاضر گشته، به لطف و بزرگواریت از رفتار ناپسند او درگذر. (منتهی الامال ج1 ص359- 360) 


آموزه اول- پرهیز از بداخلاقی 

 امام حسن(ع) فرمودند: اشد من المصیبه سوءالخلق. بداخلاقی از هر مصیبت و بلایی، سخت تر است. (فرهنگ سخنان امام حسن(ع) ص04) 

برخی از مردم مشكلات اجتماعی، بلاهای غیرمنتظره، سیلها، زلزله ها، ویرانی های ناشی از جنگ، از دست دادن عزیزان و... را مصیبت های دردناك به حساب می آورند. اما بداخلاقی و ناهنجاریهای رفتاری را آن گونه كه لازم است مورد توجه قرار نمی دهند. در حالی كه امام(ع) بدخلقی را از هر بلا و گرفتاریی زیان بارتر و دشوارتر معرفی می كنند. امام علی(ع) فرمودند: هیچ تنهایی و وحشتی وحشتناك تر از بدخلقی نیست (غررالحكم ج1 ص336) به گفته حضرت صادق(ع): خوش خلقی مایه آسانی امور و موجب شادی در زندگی است. (سنن النبی ص33) 

انسان بداخلاق، از حیث روانشناختی كارهایش با سختی و گره خوردن همراه است و از حیث جامعه شناختی پی درپی موجبات ناراحتی خود و اطرافیان و سلب آسایش دیگران را فراهم می سازد. 

اگر ز دست بلا بر فلك رود بد خوی 

ز دست خوی بد خویش در بلا باشد 

علاوه بر موارد فوق، آفات دیگری نیز دامن آدمهای بداخلاق را فرا می گیرد. از جمله: شخص بداخلاق آقایی و بزرگی را از كف می دهد، لذت و شیرینی و طعم زیبای زندگی را به تلخی مبدل می كند، دوستان و رفیقان خود را از دست می دهد، به شمار دشمنان خود می افزاید و روزی و رزق الهی خود را با روش های بداخلاقی خویش، كاهش می دهد. (همان ص 337- 338). یادآوری این نكته نیز لازم است كه سرمنشأ بداخلاقی نهایتاً به نادانی و عدم درك صحیح برمی گردد. (همان)

من ندیدم در جهان جست وجو 

هیچ اهلیت به از خوی نكو 

(مثنوی- دفتر دوم- 810) 


آموزه دوم- پرهیز ازپستی كفران نعمت 

حضرت(ع) می فرمایند: اللؤم ان لاتشكر النعمه ، یعنی، پستی این است كه سپاسگزار نعمت نباشی. (تحف العقول ص 632) 

چنانچه آدمی در محیط تربیتی صحیحی رشد نكند، به مرور ساختار وجودیش، كمالات بالقوه فطری را از دست داده و جای خود را به خصوصیات ناپسند و روحیات زشتی همچون فرومایگی و پستی می سپارد. انسان پست همه را به كیش خود می پندارد و لذا برای مردم ارزشی قائل نیست. برای شناخت دقیق افراد فرومایه، در بیانات معصومین(ع) نشانه ها و شاخص های روشنی ذكر شده است، از جمله اینكه: این چنین اشخاصی از شرم و حیا تهی هستند. چنانچه عمل خیری برای كسی انجام دهند، مرتب منت گذاری كنند. بر دنیا و دنیاطلبی حریص هستند و بر بخشش مال و اندوخته خود شدیدا بخل می ورزند. سنگ دلی و بی رحمی همچنین امروز و فردا كردن و بهانه جویی از دیگر نشانه های انسان های فرومایه است. (غررالحكم ج 2 ص 593- 004) 

ز آنكه بی شكری بود شوم و شنار 

می برد بی شكر را در قعر نار 

(مثنوی دفتر اول- 649) 


آموزه سوم- ملاك زیركی و حماقت 

امام دوم(ع) می فرمایند: ایها الناس، ان اكیس الكیس التقی و احمق الحمق الفجور. ای مردم بدانید كه بهترین زیركی ها، تقوا و پرهیزكاری است و بدترین حماقت ها، آلودگی و معصیت الهی است. (فرهنگ سخنان ص 043) 

در باورهای دینی، انسان زیرك به كسی گفته نمی شود كه بر مردم ستم می كند، سر آنان كلاه می گذارد و در حقه بازی و آزار و گمراه نمودن دیگران پیشقدم است و هر روز بر نامردی و ناجوانمردی خود پافشاری می كند و این قبیل رفتارها را نشانه زیركی و زرنگی و دانایی خود می شمارد. 

بلكه در آموزه های دینی، زیرك به كسی اطلاق می شود كه نفس و جان خود را محكوم و متهم می سازد و برای پس از مرگ كار می كند. (پیامبر اكرم(ص)) 

احمق ترین شخص كسی است كه خود را پیرو هوای نفس خویش گرداند و از خدا هم آرزوها داشته باشد. از علی(ع) نقل شده كه فرمود: زیرك كسی است كه خود را بشناسد و اعمالش را برای خدا خالص گرداند و چنین شخصی امروز او از دیروزش بهتر می باشد. و بالاخره داناترین و زیرك ترین آدمیان را پارساترین و خداترس ترین آنان محسوب می دارند. (میزان الحكمه ج 2 ص 398) 


آموزه چهارم- ره آورد بندگی خدا: 


امام مجتبی(ع) می فرمایند: من عبدالله عبد الله له كل شئ. 

هركس خداوند را عبادت و بندگی كند، خدای مهربان همه چیز را در برابر او مطیع می سازد. (فرهنگ سخنان... ص 063)

مرحوم مطهری می نویسند: روح عبادت یاد پروردگار است. روح عبادت این است كه انسان وقتی كه عبادت می كند، نماز می خواند، دعا می كند و هر عملی كه انجام می دهد، دلش به یاد خدای خودش زنده باشد. اقم الصلوه لذكری (طه 41) نماز را برای یاد من بپادار. 

سپس از امام صادق(ع) حدیثی نقل می كنند كه فرمود: العبودیه جوهره كنهها الربوبیه . یعنی عبادت و بندگی خدا گوهری است كه ظاهرش عبادت است اما كنه و نهایت و باطنش، آخرین منزل و هدف و مقصدش ربوبیت و پروردگاری می باشد. 

ربوبیت به معنای تسلط داشتن، خداوندگاری، خداگونه شدن است. 

بشر همواره در تلاش بوده و هست كه راهی پیدا كند كه بر خود و بر جهان تسلط یابد. در میان آن راه ها یك راه است كه وضع عجیبی دارد، از این نظر كه انسان تنها وقتی از این راه استفاده می كند كه چنان هدفی نداشته باشد، یعنی هدفش كسب قدرت و تسلط بر جهان نباشد، بلكه هدفش در نقطه مقابل این هدف باشد، یعنی هدفش، تذلل، خضوع، فنا و نیستی، از خود باشد. آن راه عجیب راه عبودیت است. ابوسعید ابوالخیر می گوید: 

آن كس كه تو را شناخت جان را چه كند؟ 

فرزند و عیال و خانمان را چه كند؟ 

دیوانه كنی هر دو جهانش بخشی 

دیوانه تو هر دو جهان را چه كند؟ 

علی(ع) فرمودند: خدایا، این افتخار برای من بس است كه بنده تو باشم و این عزت و شرافت برای من بس است كه تو رب و پروردگار من باشی. (آزادی معنوی ص 14- 24- 44 و 25 و نیز ولاءها و ولایت ها ص 47) 


آموزه پنجم- اعتراف به ناتوانی خود 

از امام حسن(ع) پرسیدند: حالتان چگونه است؟ فرمود: روزگار می گذرد و مرا پروردگاری است بالای سرم، آتش جهنم روبه رویم است. مرگ بدنبال من، حسابرسی بر من خیره گشته و من در گرو عمل خویشم، آنچه را كه می خواهم بدست نمی آورم و آنچه را كه خوش ندارم، نمی توانم آن را از خود دفع كنم. كارها به دست دیگری است. اگر بخواهد مرا مجازات می كند و اگر بخواهد از من در می گذرد. سپس كدام فقیر و درمانده ای از من فقیرتر و درمانده تر است؟ (فرهنگ سخنان... ص 522) 

از جمله بهترین صفات كمالی، شكسته نفسی به معنای حقیر شمردن و ذلیل و پست دانستن خود در پیشگاه پروردگار است كه در مقابل صفت عجب و خودنمایی قرار می گیرد. هیچ كس خود را ذلیل نشمرد مگر اینكه خدا عزیزش شمرد و احدی خود را نیفكند مگر آن كه خدا او را برداشت و بلند كرد. پیامبر(ص) فرمودند: با هر انسانی دو فرشته است. اگر شخص خود را بزرگ شمرد، می گوید: خدایا او را ذلیل كن و اگر خود را خوار و ذلیل دانست، می گوید: خدایا او را سربلند كن. 

یكی قطره باران ز ابری چكید 

خجل شد چو پهنای دریا بدید 

كه جایی كه دریاست من كیستم 

گر او هست حقا كه من نیستم 

چو خود را به چشم حقارت بدید 

صدف در كنارش به جان پرورید 

سپهرش به جایی رسانید كار 

كه شد نامور لؤلؤ شاهوار 

بلندی از آن یافت كو پست شد 

در نیستی كوفت تا هست شد 

(معراج السعاده ص 282- به نقل از سعدی) 


آموزه ششم- مرز شكسته نفسی 

امام دوم(ع) فرمود: ذم الرجل لنفسه فی العلانیه مدح لها فی السریره . 

انتقاد و مذمت كردن از خود، پیش مردم و به طور آشكارا، نوعی تعریف از خود است به طور مخفی. (فرهنگ سخنان... ص 603). انسانی كه در ظاهر از رفتار نادرست خویش و یا از عیوب باطنی خود با حالت شكسته نفسی انتقاد می كند، در واقع به نوعی از خود ستایش نموده است و این شایسته یك مومن نخواهد بود. همانطور كه در آموزه چهارم گفته شد، شكسته نفسی از بهترین صفات كمالیه محسوب می شود و هر كس به مقامی رسید قطعاً از همین طریق بوده است، اما نكته مهم این است كه باید دقت كرد كه این حقیر شمردن خود، تنها در پیشگاه خدای متعال آن منزلت را داشته و آثار ارزشمند را بدنبال دارد. اما اگر این شكسته نفسی پیش مردم مطرح گردد، چه بسا ممكن است انسان را دچار آفت تعریف و تمجید از خود نماید، شاید در دل بگوید: ای مردم بدانید كه این من هستم كه خود را كوچك می شمارم لذا برای در امان ماندن از این خطر بزرگ سفارش اكید شده است كه این گفتمان ذلت شماری نفس فقط در محضر پروردگار عرضه شود. از علی(ع) نقل است كه: هر كس نفس خویش را خوار گرداند، خداوند گرامی اش دارد و برای آدمی همین فضیلت كافی است كه نفس خویش را حقیر و بی مقدار گرداند (غررالحكم ج 2 ص 394-984) 


آموزه هفتم- بهترین و بدترین انسانها 

از امام مجتبی(ع) پرسیدند: نیكوترین و بهترین مردم در زندگی كیست؟ فرمودند: شخصی كه مردم را در زندگی خود شریك گرداند. آن فرد دوباره پرسید: چه كسی از نظر زندگی بدترین مردم است؟ فرمود: آن كسی كه در سایه زندگی او، انسانی زندگی نكند (فرهنگ سخنان... ص 634) 

امام(ع) انسان خوب و انسان بد را در میزان كمك به دیگران می دانند. اگر لطف خدا شامل حال ما شده و از نعمت های او برخورداریم، لازم است دیگران را نیز از آن نعمت ها بهره مند سازیم، نه اینكه مانند بخیلان نعمت های خدایی را منحصر در خودمان نماییم. 

شخصی از امام حسن(ع) پرسید: چرا به هیچ نیازمندی كه درخواست كمك می كند جواب رد نمی دهی؟ امام فرمود: من گدای خدایم و چشم به او دوخته ام. من شرم دارم كه خود سائل باشم و سائلی را رد كنم. خدای بزرگ، مرا به برنامه ای عادت داده است كه همواره نعمت هایش را بر من فرو می ریزد و من هم او را چنان عادت داده ام كه نعمت هایش را بر مردم فرو می ریزم. می ترسم اگر برنامه ام را ترك كنم، او نیز برنامه اش را واگذارد. (همان ص 271-171) 

از پیامبر اكرم(ص) منقول است كه: مخلوق، نان خور خدایند و محبوب ترین آنها نزد خدا كسی است كه به نان خوران خدا سود دهد و به خانواده ای شادی رساند. و نیز فرمودند: محبوب ترین مردم پیش خدا كسی است كه سودش به مردم بیشتر باشد (اصول كافی ج 3 ص 932) 


آموزه هشتم- راههای كسب كمالات 

حضرت فرمودند: ای فرزند آدم، اگر از حرام های خداوند پرهیز كردی، عابدخواهی شد. اگر به آنچه كه خداوند روزی تو كرده است، راضی باشی، در آن صورت ثروتمند و غنی خواهی بود. چنانچه با همسایه ات خوب و دمساز شدی، در نتیجه مسلمان هستی و اگر با مردم چنان معاشرت و رفتار كنی كه دوست داری با تو همانطور رفتار كنند، در این حالت، تو عادل هستی. 

ای مردم! بدانید كه در گذشته های نه چندان دور، مردمانی بودند كه به شدت مال اندوزی می كردند و ساختمانهای بلند می ساختند و آرزوهای دور و دراز در سر داشتند و اینك همه آنها هلاك گردیده اند و دسترنجشان بر باد رفته و خانه هایشان قبرستان شده است. 

ای انسان! از هنگامی كه از شكم مادر زاییده شدی، همواره عمرت را تباه ساخته ای بنابراین از آنچه كه در دست داری برای زمانهای آینده استفاده كن. زیرا مؤمن پس انداز می كند و كافر مصرف كرده و خوشگذرانی می كند.(فرهنگ سخنان... ص 422) 

در قرآن آمده است كه: توشه بردارید و پس انداز كنید كه همانا بهترین ره توشه و اندوخته تقوا و پرهیزكاری است. (بقره/ 791) 


آموزه نهم- شناخت انسان از راه عصبانیت 

امام دوم(ع) فرمودند: لایعرف الرأی الا عند الغضب. قدرت اندیشه و خصلتهای درونی انسان هنگام خشم و عصبانیت، شناخته و آشكار می شود. (فرهنگ سخنان... ص 15) 

ویژگیهای درونی افراد معمولا از دید دیگران مخفی است و در مواقع خاصی بطور ناخواسته بروز می كند. یكی از آن حالات خاص وقتی است كه آدمی به هر دلیلی دچار عصبانیت شود. سپس حالتهای خوب و یا ناشایست وی هویدا خواهد شد.

دلیل ظهور خصلتهای درونی انسان به هنگام خشم، می تواند این باشد كه شخص در این حالت نمی داند كه چه می گوید و چه می كند و نیز در روایات آمده است كه خشم و غضب، نوعی جنون است. (همان) 
امام صادق(ع) فرمود: غضب كردن، كلید هر شری است. (اصول كافی ج4 ص 214) از امام باقر(ع) است كه غضب شعله ای است از شیطان كه در دل انسان شعله ور می شود. (همان ص 514). مردی به پیامبر(ص) گفت مرا تعلیم بده. حضرت فرمود: برو و غضب مكن. او گفت همین مرا بس است و به سوی همشهریان خود رفت. روزی میان آنان جنگی بپا شد، آن مرد ناگاه به یاد سخن پیامبر(ص) افتاد كه فرمود عصبانی نشو. سپس اسلحه را كنار گذاشت و پیش طرف های مقابل رفت و گفت، هر خسارتی را كه به شما وارد شده می پذیرم و بیایید جنگ نكنیم. آنان وقتی این وضع را دیدند با یكدیگر آشتی نموده و كینه ها را كنار گذاشته و صلح كردند.(همان) 

خشم تو تخم سعیر دوزخ است 

هین بكش این دوزخت را كین فخ است 

(دفتر سوم- 0843) 

خشم و شهوت مرد را احول كند 

ز استقامت روح را مبدل كند 

چون غرض آمد هنر پوشیده شد

صد حجاب از دل به سوی دیده شد 

(مثنوی دفتر اول- 433-333) 


آموزه دهم- پندپذیری 

امام مجتبی(ع) فرمودند: بینكم و بین الموعظه حجاب العزه ، انتفعوا بالمواعظ. میان شما و موعظه پرده عزت طلبی قرار دارد، از عبرت ها و پندها، سود ببرید. (تحف العقول ص 932) 

انسانها در برابر موعظه و سخنان پند آموز به دو دسته كلی تقسیم می شوند: 

اول: عده ای به راحتی پذیرای پند و نصیحت اند. گوششان بدهكار و آماده شنیدن است. كه قرآن این دسته افراد را به صاحبان عقل و خرد توصیف فرموده است و آنها را به همین دلیل شنوا بودن، مورد هدایت خود دانسته است. (زمر/81) در تجربه های خودمان نیز مشاهده می كنیم آدمهای پندپذیر در زندگی و عرصه های مختلف آن موفق تر هستند. 

دوم: عده ای اصلا گوش شنوا برای شنیدن ندارند، فقط بلدند حرف بزنند. مانند دیوار بلند و سدی مستحكم در برابر نصیحت ناصحان مقاومت می كنند. گویا امام(ع) انگیزه روانشناختی این گروه از مردم را تبیین می كنند. غرور، خودپسندی، منیت، خود را بالاتر از دیگران دیدن، عامل اصلی مقاومت آنهاست. جالب است كه قرآن مجید گوش شنوا نداشتن را از ویژگیهای اصلی اهل جهنم می شمارد و از قول آنان نقل می كند كه اگر اهل تعقل و شنیدن بودیم، الان در دوزخ، عذاب نمی شدیم. (ملك/01) به طور قطع وقتی این اشخاص در برابر موعظه عكس العمل مثبتی نشان نمی دهند، صد البته در برابر انتقاد سازنده نیز مقاومت بیشتری خواهند داشت. 

____________________________________________________________ 
فهرست منابع 

1- قرآن كریم 

2- غررالحكم- آمدی- سیدهاشم رسولی محلاتی- 2 جلدی- دفتر نشر فرهنگ اسلامی 

3- اصول كافی- كلینی- سیدجواد مصطفوی- دفتر نشر فرهنگ اهل بیت(ع) 

4- معراج السعاده - ملااحمد نراقی- دفتر نشر مصطفی 

5- مثنوی معنوی- مولوی- انتشارات مولی 

6- فرهنگ سخنان امام حسن مجتبی- محمد دشتی- نشر امیرالمؤمنین

7- ولاءها و ولایت ها- شهید مطهری- صدرا 

8- آزادی معنوی- شهید مطهری- صدرا 

9- منتهی الامال- عباس قمی- نشر پیام آزادی- چاپ 3 

10- تحف العقول- شعبه الحرانی- ترجمه علی اكبر غفاری- نشر اسلامیه 

11- منتخب میزان الحكمه - محمدی ری شهری- سازمان چاپ و نشر دارالحدیث 

12- سنن النبی- علامه طباطبائی- ترجمه حسین استاد ولی- نشر پیام آزادی 

به نقل از سایت تبیان

 


٠٨:٠٠ - 1397/08/14    /    شماره : ٣٠٨٤٤٧    /    تعداد نمایش : ٦٢٤


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج